شگفتی های روح آدمی

به رگ های درونی انسان پاره گوشتی آویخته که شگرف ترین اعضای درونی اوست و آن قلب است که چیزهایی از حکمت و چیزهایی متفاوت با آن در آن وجود دارد.پس اگر در دل امیدی پدید آید،طمع آن را خوار گرداند،و اگر طمع بر آن هجوم آورد حرص آن را تباه سازد،و اگر نومیدی بر آن چیره شود،تاسف خوردن آن را از پای در آورد،اگر خشمناک شود کینه توزی آن فزونی یابد و آرام نگیرد،اگر به خشنودی دست یابد،خویشتن داری را از یاد برد،و اگر ترس آن را فرا گیرد پرهیز کردن آن را مشغول سازد.و اگر به گشایشی برسد،دچار غفلت زدگی شود،و اگر مالی به دست آورد،بی نیازی آن را به سرکشی کشاند،و اگر مصیبت ناگواری به آن رسد،بی صبری رسوایش کند،و اگر به تهیدستی مبتلا گردد،بلاها او را مشغول سازد،و اگر گرسنگی بی تابش کند،ناتوانی آن را از پای درآورد،و اگر زیادی سیر شود، سیری آن را زیان رساند،پس هرگونه کند روی برای آن زیانبار،و هرگونه تندروی برای آن فساد آفرین است"نهج البلاغه،حکمت ۱۰۸"

احمق چه کسی است؟

حضرت عیسی بن مریم(ع)فرموده است:من همه بیماران را به اذن خدا مداوا و علاج کردم و مردگان را توانستم زنده نمایم،ولی نتوانستم آدم احمق را اصلاح کنم.عرض کردند:یا روح الله احمق چه کسی است؟فرمود:"المعجب برایه و نفسه الذی یری الفضل کله له لاعلیه و یوجب الحق کله لنفسه ولا یوجب علیها حقا فذلک الاحمق الذی لا حیله فی مداواته"احمق کسی است که همیشه راًی و نظر خودش را می پسندد و تمام فضیلت و دانش را از خود می داند ولاغیر و تنها حق را برای خود و به سود خود می خواهد نه برای دیگری؛این چنین احمقی هیچ گونه راه علاج و اصلاخی ندارد.(سفینه البحار،ج۱،ص۳۴۱).

علامت های آخرالزمان

ابن عباس نقل می کند ما با پیامبر(ص)در آخرین حجی که در سال آخر عمر خود به جای آورد(حجه الوداع)همراه بودیم.رسول خدا(ص)حلقه در کعبه را گرفت و رو به ما کرد و فرمود:آیا حاضرید شمارا از علامت های آخرالزمان با خبر سازم؟سلمان که در آن روز از همه به پیامبر نزدیک تر بود عرض کرد:آری،یا رسول الله؛پیامبر فرمود: از علامت های آخرالزمان ضایع کردن نماز،پیروی از شهوات،تمایل به هواپرستی، گرامی داشتن ثروتمندان و فروختن دین به دنیاست،و در آن وقت قلب مومن از آن همه زشتی ها که می‌بیند و قدرت بر جلوگیری آن را ندارد،در درونش آب میشود، مثل آب شدن نمک در آب!سلمان پرسید:آیا چنین چیزی واقع خواهد شد؟حضرت فرمود:آری،سوگند به خداوند ای سلمان!در آن وقت زمامداران ظالم،وزیرانی فاسق، کار‌شناسان ستمگر و امنایی خائن بر مردم حکومت کنند.سلمان پرسید:آیا چنین امری واقع خواهد شد؟پیامبر فرمود:آری،سوگند به خدا!ای سلمان!در آن وقت زشتی ها زیبا و زیبا یی ها زشت می شود.امانت به خیانت کار سپرده می‌شود و امانت دار خیانت میکند،دروغگو تصدیق می شود و راستگو تکذیب!سلمان پرسید:آیا این امر واقع خواهد شد؟پیامبر(ص)فرمود:آری،سوگند به خداوند!در آن وقت حکومت به دست زنان و مشورت با بردگان خواهد بود،کودکان بر منبر می نشینند،دروغ خوشایند و زرنگی،زکات ضرر و بیت المال غنیمت محسوب می شود!اولاد در حق پدر و مادر جفا می کنند و به دوستانشان نیکی می‌نمایند و ستاره دنباله دار طلوع میکند.

ادامه نوشته

ره آورد شوم تهیدستی

یا بنی انی اخاف علیک الفقر،فاستعذ بالله منه،فان الفقر منقصه للدین،مدهشه للعقل،داعیه للمقت!امام علی(ع)به پسرش محمد حنفیه سفارش کرد و فرمود:ای فرزند!من از تهیدستی بر تو هراسناکم،از فقر به خدا پناه ببر،که همانا فقر،دین انسان را ناقص،و عقل را سرگردان،و عامل دشمنی است"نهج البلاغه حکمت۳۱۹".داعیه للمقت یعنی بر انگیزاننده خشم است.خشم خدا، یا خشم بندگان خدا.از این روست که آن حضرت در فرازی از نامه خود به حارث همدانی می فرماید:خشم را فرونشان و به هنگام قدرت ببخش و به هنگام خشم فروتن باش،ودرحکومت مدارا کن تا آینده خوبی داشته باشی"نامه۱۶۹".

اقسام ظلم و ستم

آگاه باشید!که ظلم بر سه قسمت است:ظلمی که نابخشودنی است و ظلمی که بدون مجازات نمی ماند و ظلمی که بخشودنی و جبران شدنی است؛اما ظلمی که نابخشودنی است،شرک به خدای سبحان است،که فرمود:"خداوند هیچ گاه از شرک به خود در نمی گذرد.نسا،۴۸"و اما ظلمی که بخشودنی است،ستمی است که بنده با گناهان بر خویشتن روا داشته است؛و ظلمی که بدون مجازات نیست،ستمگریِ بعضی از بندگان بر بعضی دیگر است که قصاص در آنجا سخت است؛مجروح کردن با کارد یا تازیانه زدن نیست،بلکه اینها دربرابرش کوچک است!پس مبادا در دین دورویی ورزید،که همبستگی و وحدت در راه حق از پراکندگی در راه باطل بهتر است،زیرا خداوند سبحان نه به گذشتگان و نه آیندگان،چیزی را با تفرقه عطا نفرموده است. "نهج البلاغه،خطبه۱۷۶،ص۲۴۱"

پند پذیری از تاریخ

ای بندگان خدا!شما را به پرهیزکاری و ترس از خدایی سفارش می کنم که بر شما جامه ها پوشانید و وسائل زندگی شما را فراهم کرد. اگر راهی برای زندگی جاودانه وجود می‌داشت یا از مرگ گریزی بود،حتماً،سلیمان بن داوود(ع)چنین میکرد.او که خداوند،حکومت بر جن و انس را همراه با نبوت و مقام بلند قرب و منزلت در اختیارش قرار داد.اما آنگاه که پیمانه عمرش لبریز و روزی او تمام شد،تیر های مرگ از کمان های نیستی بر او باریدن گرفت،خانه و دیار از او خالی گشت،خانه های او بی صاحب ماند و دیگران آنها را به ارث بردند.مردم!برای شما در تاریخ گذشته درس های عبرت فراوان وجود دارد،کجایند عمالقه و فرزندانشان؟(عمالقه فرزندان سام بن نوح بودند که بریمن و حجاز و اطراف آن حکومت می کردند،یکی از حاکمان این خاندان،عملاق نام داشت).کجایند فرعون ها و فرزندانشان؟کجایند مردم شهر رَس "درخت پرستانی که طولانی حکومت کردند"آنها که پیامبران خدا را کشتند.(در روستای"فلج یمامه"در یمن چاهی وجود داشت به نام "رس"که از بقایای قوم ثمود در اطراف آن زندگی می کردند که به علت فساد و سرکشی،سرزمینشان فرو رفت و همه نابود شدند).چراغ نورانی سنت آنها را خاموش کردند و راه و رسم ستمگران و جباران را زنده ساختند؟کجایند آنها که با لشکر های انبوه حرکت کردند و هزاران تن را شکست دادند.سپاهیان فراوان گردآوردند و شهرها ساختند؟.ای مردم!از گناهانی که شما را به هلاکت افکند،از عیب هایی که خشم خدا را در پی دارد،بپرهیزید.دارندگان چشم های بینا و گوش‌های شنوا و سلامت و کالای دنیا!آیا گریزگاهی هست؟یا رهایی و جای امنی،پناهگاهی و جای فراری هست؟آیا بازگشتی برای جبران وجود دارد؟نه چنین است؟پس کی باز می گردید؟به کدام سو می روید؟ و به چه چیز مغرور می شوید؟همانا بهره هرکدام شما از زمین به اندازه طول و عرض قامت شماست!آنگونه که خاک آلود برآن خفته باشد.ای بندگان خدا!هم اکنون به اعمال نیکو بپردازید تا ریسمان‌های مرگ بر گلوی شما سخت نشده و روح شما برای کسب کمالات آزاد است و بدن ها راحت و در حالتی قرار دارید که می توانید مشکلات یکدیگر را حل کنید.هنوز مهلت دارید و جای تصمیم و توبه و بازگشت از گناه باقیمانده است.عمل کنید پیش از آنکه در شدت تنگنای وحشت و ترس و نابودی قرار گیرید،پیش از آنکه مرگ در انتظار مانده،فرارسد و دست قدرتمند خدای توانا شما را بر گیرد.(قسمتی از خطبه ۸۳ و۱۸۲نهج البلاغه،صفحه۹۹ و ۲۴۹)