چرا عدالت رهبران جامعه اهمیت ویژه ای دارد

عدالت رهبران جامعه اهمیت ویژه‌ای دارد،زیرا مردم نیز در عدالت پیشگی به آنان تأسی می کنند.پیامبر اسلام(ص)یکی از نشانه های عدالت را چنین می‌شناساند که انسان هر چه را برای خود نمی پسندد برای دیگران هم بد شمارد و هر چیزی را برای خود میپسندد برای دیگران هم دوست بدارد.در این صورت در دادگری عادل و در عدل،اهل قسط خواهد بود.(تحف العقول،صفحه ۱۴).رسول خدا(ص)نگاه های خود را در میان اصحاب عادلانه قسمت می‌کرد و در مجلس،مساوی به روی آنان می نگریست(الکافی،جلد۲،صفحه۶۷۱).بر پایه حدیثی از امیر مومنان سلام الله علیه، تسلط بر خود،عامل شکوفایی عدالت در انسان و گرایش دیگران به انسان عدالت پیشه است.آن حضرت می فرماید:زمانی که حکم تو بر خودت نافذ شد[و عدالت را درباره خود اجرا کردی]توده مردم به سبب عدالت پیشگی به تو روی می آورند.( غررالحکم،صفحه۳۴۳)همچنین می فرماید:آن که به داوری میپردازد،باید در اشاره و نگاه به طرفین دعوا و جایگاه نشستن آنان مواسات و عدالت را رعایت کند( النوادر، صفحه۲۶).امام صادق سلام الله علیه می فرماید:با فضیلت ترین حاکمان و رهبران کسانی اند که سه ویژگی مهربانی،سخاوت و عدالت با آنان عطا شده باشد(تحف القول،صفحه ۳۱۹).

مصادیق صدقه

صدقه مصادیق فراوانی دارد و روایت ها یی هم که در این زمینه وجود دارد،هر کدام در صدد بیان یک مصداق است نه آنکه صدقه منحصر به آن باشد به همین جهت تعارضی بین آنها نخواهد بود.برخی از آنها عبارتند از:

کار خوب:رسول خدا(ص)فرمود:هر کار خوبی صدقه است.آنچه آدمی با آن آبروی خود را نگه دارد برای او صدقه نوشته می شود(الدعوات،ص۱۰۷)

آبرسانی و آبدهی:رسول خدا(ص)فرمود:بهترین کاری که از نمونه‌های صدقه است آبرسانی است و بهترین چیزی که می توان صدقه داد آب است(بحارالانوار،ج۷۱،ص۳۶۹)لازم به توضیح است که آبیاری مزرعه و باغ و سیراب کردن گیاه و حیوان و انسان به عنوان "سقی الماء"از برجسته‌ترین مصادیق صدقه است و نیز مطلق آب دادن خواه برای نوشیدن،خواه برای پرورش گیاه،خواه برای شستشو و خواه برای بنایی و مانند آن باشد همگی به عنوان "صدقه الماء"از بهترین مصادیق صدقه است.

شنواندن ناشنوا:امام صادق(ع)فرمود:شنواندن سخن به ناشنوا،بی اظهار ناراحتی و درهم کشیدن چهره صدقه ای گواراست(ثواب الاعمال،ص۱۳۹ و ۱۴۰).

نشر علم:پیامبر(ص)فرمود:مردم چیزی همانند دانشی که آن را می گسترند،صدقه نمی دهند(منیه المرید،ص۱۰۵).

مدارا با مردم:پیامبر(ص)فرمود:مدارا کردن با مردم صدقه است(روضه الواعظین، صفحه ۳۸۰).

عوامل عاقبت به خیری

امام صادق علیه السلام به یکی از مردم فرمود:اگر میخواهی عملت ختم بخیر شود و در هنگام مردن با بهترین اعمال بمیری،حق خدا را پاس داشته،نعمت هایش را در راه معصیت صرف نکن،و به سبب بردباری که نسبت به تو نشان می دهد دچار غرور و غفلت نشو،و هر کس را که دیدی که از ما به نیکی یاد می کند یا دم از محبت ما میزند گرامی بدار."عیون اخبار الرضا،جلد۲،صفحه۷۴؛میزان الحکمة،جلد۳،صفحه ۱۳۶۸".

امام کاظم علیه السلام فرمود:پایان اعمال شما به این است که در حد توان خود نیازهای برادرانتان را برآورید و به آنان نیکی کنید؛در غیر این صورت اعمال شما پذیرفته نشود،با برادران خود مهربان و دلسوز باشید تا به ما بپیوندید"بحار،جلد۷۵،صفحه ۳۷۹".

با چه کسانی مشورت کنیم؟

امام صادق(ع)میفرماید:مشورت دارای حدودی است که باید رعایت شود و اگر حدودش مراعات نشود،ضررش بیش از منفعت آن خواهد بود و آن حدود این است: کسی که با او مشورت می کنیم انسانی عاقل باشد،آزاد متدین باشد،رفیق فهمیده باشد،او را در موضوع مورد مشورت آگاه سازی تا کاملا به منظورت پی ببرد و پس از آگاهی بر اسرار تو،آن را پنهان کند؛زیرا اگر عاقل باشد به شما منفعت می رساند و اگر آزاد متدین باشد در نصیحت و راهنمایی شما می کوشد و اگر رفیق واقعی باشد اسرار شما را پنهان خواهد نمود و اگر منظورت را درست درک نماید آن وقت مشورتی کامل انجام می‌پذیرد."بحار،ج۷۵،ص۱۰۲؛ج۶۱،ص۲۵۳".

به خدا التجا کنیم

ای دل بیا که تا بخدا التجا کنیم/وین درد خویش را ز در او دوا کنیم

امید بگسلیم ز بیگانگان تمام/زین پس اگر معامله با آشنا کنیم

سر در نهیم در ره او هرچه باد باد/تن در دهیم هرچه رسد مرحبا کنیم

چون دوست دوست دارد ما خون دل خوریم/از دشمن خود شکایت چرا کنیم

او هرچه می کند چون صواب است و محض خیر/پس ما چرا حدیث چون و چرا کنیم

چون امر و نهی او همه بهر صلاح ماست/فاسد شویم اگر ز اطاعت ابا کنیم

فرمان بریم گفته حق را ز جان و دل/هر چه آن نکرده ایم از این پس قضا کنیم

آنرا که حق نکرده قضا چون نمی شود/هیچ است ما ز هیچ،دل بسته وا کنیم

بیهوده است خوردن غم بهر قوت هیچ/شادی بیا،ز دل گره غصه وا کنیم

بر کار ما چون بند مشیت نهاد حق/ما نیز کار خود به مشیت رها کنیم

ای فیض!گفته تو محض حکمت است/کوشیم تا به بند تو دردی دوا کنیم

"فیض کاشانی"